قهرمان ميرزا عين السلطنه

6736

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

ميتينگ توپخانه عصر در ميدان توپخانه ميتينگ دادند . جمعيت زياد بود . آنچه روات ثقه گفتند از اين قرار است . اول سيدى نطق كرد : مردم ما از ظلم و بيداد قجر تنگ آمديم . فجايع و فضايح سلاطين قاجار بقدرى است كه كتابها بايد نوشت . ناصر الدين شاه . . . خود مىگذاشت . مظفر الدين شاه يك دوره تسبيح . . . خوشگل داشت . شب تا صبح با آنها عيش مىكرد . . . محمد حسن ميرزا وليعهد روبه‌روى چشم شما هر روز اتومبيل سوار شده جنده‌بازى مىكرد . ( دو ماه است از ارگ بيرون نيامده ) ، چه و چه از اين مقوله . مردم شروع به صلوات كردند و بقدرى امتداد دادند كه سيد رفت . آخوندى آمد اول مردم را ساكت كرد . بعد گفت نبايد در بين نطق ناطق حرف زد و باز شروع به آن حرفهاى ركيك زشت نمود . مردم هو كردند و فحش دادند . حمله آوردند ، فرار كرد . بين مردم قال شد . مرده باد جمهورى ، مرده باد انگليس شروع شد . پهلوان‌زاده داوطلب نطق شد . با كت و چكمه و آن سبيلهاى مشكى انبوه ، چند كلمه از همان حرفهاى زشت زد تا مرده باد احمد شاه گفت كه مردم هجوم آوردند ( براى تعميرات ميدان ، سنگ ريزه و درشت خيلى ريخته‌اند ) با دست ، با سنگ ، با عصا شروع به كتك نمودند . پهلوان‌زاده هر قدر خواست مقاومت كند ممكن نشد . پناه به آژانها آورد . ريختند و على الظاهر به مردم گفتند مىبريم حبس مىكنيم و با هزار كشمكش او را نجات داده و بردند . مردم تا دم نظميه دنبال كردند و تمام را فرياد زنده باد سلطان احمد شاه و مرده باد جمهورى و انگليس مىكردند . تا پاسى از شب رفته اين فرياد بلند بود بعد متفرق شدند . روزنامهء بهارستان جمعه غرهء شعبان المعظم - امروز جريدهء « بهارستان » طبع شده بود ( اين هم پولى گرفته و مشغول شده ) . صفحهء « كرى كتورى » داشت صندلى را از زير شاه چند نفرى كشيده‌اند . شاه به زمين افتاده وليعهد و نايب السلطنه كامران ميرزا به استعجاب تماشا مىكنند . ايضا شاه را پاى تلفن در اروپا [ با ] وليعهد [ در ] طهران حرف مىزند . شاه با وحشت گوش به مطالب مىدهد . فرمانفرما با سبيلهاى آويزان با عينك و گردن كج ايستاده نگاه مىكند . بالاى آن نوشته شيطان . جاى ديگر شاه به مرغى مىماند كه پرواز مىكند . جاى ديگر سر شاه را به تنهء خروسى كشيده كه با مرغ ديگر جمهورى جنگ مىكند . سر فرمانفرما و نصرت الدوله به تنهء سگ [ است ] و سگ‌توله بالاى ، آن نوشته : شيطان ، نطفهء شيطان .